نمي دانم چه خواهد شد
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم
كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم
كه از خاك گلويم سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد
بد ست طفلكي گستاخ و بي پروا و بازيگوش
و او يكريز و پي در پي
دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان فتنه را آشفته تر سازد
بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را
نمي دانم چه خواهد شد ....
+ نوشته شده در شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۴۹ ق.ظ توسط مرضیه
|